میرحسین باید 4 سال پیش احساس خطر می کرد
این جمله ای بود که عده ای از دوستانی که نمی خواهند به نخست وزیر سابق رای دهند، عنوان می کنند. آنها از میرحسین گله دارند که چرا زمانی که بهت احتیاج داشتیم پا در عرصه نگذاشتی؟ چرا شروطی را مطرح کردی که تحقق آنها غیر ممکن بود؟ چرا حالا که خاتمی اعلام حضور کرده وارد عرصه می شوی؟
شاید بتوان به این دوستان حق داد. چرا که در این 4 ساله آنقدر به آنها فشار آمده که تنها میرحسین را بدلیل عدم حضور در انتخابات گذشته مقصر آن می دانند. اما انصاف نیست مهندس موسوی را مقصر پنداشتند. موسوی طبعاً نمی توانست در گذشته احساس خطر کند. در جایی که شخصی مانند هاشمی رفسنجانی که اکنون از حامیان اصلی مهندس به شمار می رود، در صحنه حضور داشت و از میان اصلاح طلبان هم معین و کروبی پا در عرصه گذاشته بودند. شاید اگر موسوی کاندیدای دوره نهم می شدهمین منتقدان امروز باز انتقاد می کردند که چرا؟ چرا با حضور این اشخاص آمدی؟
حال سوال اینجاست که موسوی باید از چه احساس خطر می کرد. آیا اوضاع سیاست داخلی کشور خطرناک بود و یا پرونده ای از ایران در شورای امنیت مطرح شده بود، اوضاع اقتصادی کشور در بحران بسر می برد و یا اینکه در عرصه های علمی و فرهنگی مشکل داشتیم. نه خیر دوستان یک مرد عاقل احساس خطر نمی کند در چنان شرایطی بلکه در آرامش به کارهای خود می پردازد، مخصوصاً که افرادی مثل هاشمی در صحنه حضور داشتند.ا
موسوی اکنون پا به عرصه گذاشته است. بعد از بیست سال از پشت پرده های سیاست و مشاوره به رسانه های جمعی وارد شده است چون احساس خطر کرده. آری احساس خطری که در تک تک افراد وجود دارد. همان احساسی که موجب شد خاتمی بارها به دنبال میرحسین برود از برای کاندیداتوری، احساس خطری که هاشمی را وادار به اعلام حمایت از کاندیداتوری موسوی کرده است، احساس خطری که باعث شده رضایی کشور را در لبه پرتگاه بداند، احساس خطری که حسن روحانی را به انجام سخنرانیها مجبور می کند، و از همه مهمتر احساس خطر از به خواب رفتن دوباره کروبی!ا
کروبی چهارسال پیش گفت من شب دو ساعت خوابیدم بلند شدم دیدم احمدی نژاد پیروز شده!! سوال من از شما این است که آیا کروبی چهار سال پیش توانست حق خود را از شمارش آرا بگیرد؟ چه تضمینی وجود داشت که او دوباره بخواب فرو نرود؟ اگر خوابید آیا می تواند حق خود را بر خلاف گذشته بگیرد و یا کارش به جایی نمی رسد و تنها به نوشتن نامه ای به جنتی اکتفا می کند؟
اینها احساس خطرهایی است که موجب ترغیب موسوی به حضور در عرصه انتخابات شده است. خطر از خوابیدن دوباره کروبی و پیروزی احمدی نژاد. خطر از دو برابر شدن این چهار سال
پ.ن.1. چرا دوستان فکر می کنند هر بگو مگویی دعواست؟ یعنی دوتا دوست نمی تونند با هم بحث کنند؟
پ.ن.2. جمعه ساعت 10صبح میرحسین به نمایشگاه کتاب میره. منم میرم شما هم بیاین
پ.ن.3 احتمالا پرویز مظلومی در آینده ای نزدیک به عنوان سرمربی استقلال معرفی بشه
پ.ن.4. این روزا حوصله هیچ کاری رو ندارم. دلم برای ترم یک و دو و سه تنگ شده. برای واحدهای کاشی شماری که با مرتضی و هادی پاس می کردیم
نظرات
ا.....................و اما تمام راهها بن بست هستند
-
- http://www.behangam.blogfa.com
- Friday, May. 15, 2009 @ 20:56:05
-
- http://hmasoudi.blogfa.com/
- Saturday, May. 16, 2009 @ 20:31:51
سلام امیر جان
می بینم که هر چی به انتخابات نزدیک تر میشیم تو مطالب خوبی رو در این مورد می نویسی.امیدوارم که موفق باشی.در ضمن اینکه تو فضای مجازی در مورد مسایل سیاسی با مهدی جلیلی بحث هایی داشتید خیلی خوبه.

چون دخترها حس قوي تري نسبت به شماها دارند
بعدشم گفتگو نبود و رد و بدل كردن جوابيه بود
آخي منم دلم براي خيلي چيزا تنگ شده مگه سر كلاس چه خبر بود كه انقدر دلتنگي؟
از اين به بعد اگه بگي نظر ندارم پاي بي تفاوتيت مي ذارم
يه سوال ام ازت دارم كه باشه برا بعد